ابراهيم عاملي ( موثق )
30
تفسير عاملي ( فارسي )
به آنها است ، و بالاتر از اين درجه اى متصوّر نيست ، و چون كمال توحيد و صراط مستقيم كه در دو آيت جلو معرّفى شده است اعتقاد به اين است كه تقدير و تدبير و سود و زيان و سعادت و شقاوت همگى از جانب خدا است ، پس آن مردم كه متذكّر اين حقايق هستند البتّه از غير خدا گسيختهاند و به خدا پيوستهاند و توكّل ميكنند ، و به تمام موجوديّت خود مرد خدا هستند ، و به اين واسطه گفته شده است : او دوست آنها است ، يعنى غير او قابل دوستى اين گونه مردم نيست . « بِما كانُوا يَعْمَلُونَ » 128 فخر : چون مواظبت در هر كار آثار آن در روح و روان انسان جايگزين و نمودار مىشود ، پس لازم است كه آدمى پيوسته از خيرات و اعمال نيك غافل نشود تا از نتايج گذشته كه در آيه به او وعده داده شده است بهره مند شود ، از اين جهت در دنباله ى همه ى آن مطالب گفته شده است دوستى خدا بواسطه ى عمل آنها است ، تا كه اين حقيقت را بدانند و دستبردار از عمل نشوند . تفسير منظوم صفيعليشاه : پس هر آنكس را كه مىخواهد خدا كه نمايد ره مر او را بر هدى شرح صدر او را دهد بر متصل هم بر اسلامش گشايد باب دل و آنكه را خواهد كه بگذارد فرو پس بگرداند هم از ايمانش رو سينه اش را تنگ سازد آنچنان كه گشايش را در او نبود زمان سخت آيد قول حقّش از عمى كه رود خواهد تو گوئى بر سما خواهد اعنى تا گريزد در زمن سوى گردون ز استماع آنسخن همچنين سازد مسلَّط حقّ بر او رجس يعنى لعنت و رنج دو تو نى كه حقّ مانع بود او را به حال تا شود برهان جبرى در فعال بلكه او چون از حقّ آرد اعتراض حقّ كند او را مدد در انقباض چون ز حق خواهى هدايت يار شد مىنمايد او تو را بىشكّ مدد ور نخواهى زو هدايت بد شود بر تو ابواب هدايت سدّ شود